نمیتوانند

 
دخترها نمی‌توانند
1- با داشتن دماغی تیر كمونی یا عقابی متالیك به جراح مراجه نكنند!
2- با دیدن یكی از خودشون خوش تیپ‌تر، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نكنند!
3- با داشتن قدی كوتاه كفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نكنند!
4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو جر ندهند!
7- با یه دماغ عمل كرده احساس خوشگلی نكنند و فكر نكنند كه مادر زادی همینجوری بودن!
8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سكته نكنند!

پسرها نمی‌توانند
1- با داشتن هیكلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نكنند و after shave نزنند!
3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نكنند و به فكر ازدواج نیفتند!
4- در مهمانیها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نكنند و چرت و پرت نگویند!
5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نكنند!
6- كت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوه‌ای نزنند!
7- احساس با غیرتی نكنند و راه به راه به آبجی كوچیكه گیر ندهند!
8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!
9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نكنند!
 

نظر بدهیدلطفا

طنز :: تفاوت دختر و پسرها :: دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند(طنز)
پسرها 

توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن


دخترها

توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

شرایط ازدواج دختران برای پسران
در استانهای مختلف

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

----------------------------------------------------------

2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

----------------------------------------------------------

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك
*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

----------------------------------------------------------

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......

----------------------------------------------------------

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]

----------------------------------------------------------

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!

----------------------------------------------------------

7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

----------------------------------------------------------

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

----------------------------------------------------------

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

----------------------------------------------------------

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!

 

زن از ديدگاه علم شيمي

اين عنصر کمتر در طبيعت به صورت آزاد يافت مي شود و بيشتر به صورت يک ترکيب با ماده اي چون انيدريد متبلور وسولفات خود بيني در منازل يافت مي گردد.

طرز تهيه:
براي تهيه اين عنصر بايد مقداري اکسيد اسکناس و نيترات کاديلاک هشت ظرفيتي را در يک ويلا مخلوط کرده و پس از مدتي گاز ناز و سولفور عشوه متصاعد مي شود در نتيجه به صورت رسوب در ته ويلا باقي مي ماند.البته از زبان چرب و نرم هم مي توان به صورت کاتاليزور استفاده کرد.

خواص شيميايي:
بعضي از انواع اين ترکيب بسيار زشت و بد قيافه بوده و ميل شديدي براي ترکيب شدن با نيترات پودر و سولفات ماتيک و اکسيد سرمه دارند که پس از ترکيب شدن با اين مواد نسبتا قابل تحمل مي شوند.
بعضي از انواع اين عنصر نيز با خورده شيشيه همراه است و خاصيت شوهر آزاري زيادي دارند.براي خالص کردن اين عنصر کافيست که آن رادر يک سيستم سر بسته مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود.

خواص فيزيکي:
از جنس بسيار نرم و حساس مي باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار مي گيرد.اگر مقداري اسيد خشونت و کربنات سوز آور ديگري بنام آيوپاک(هوو) به آن اضافه کنيم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان مي گردد و اصلا ميل ترکيب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتاليزور لبخند آنچنان با اين عنصر ترکيب مي شود که جدا شدني نيست.
حداقل یه نظر به این بده

بیچاره دخترا

بيچاره دخترا ...!


بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟

 

لطفا باخنده  واردشوید

 

وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي کرايه تاکسي را مي
دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي کوچيک از
ترس قيافه شماگريه مي کنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است که راه نرويد؟ آيا
وقتي به زيبايي فکر مي کنيد همان زماني است که به خودتان فکر نمي کنيد؟
اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان کف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي
پلک ميزنيد مردان در خاک و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها
صحبت مي کنيد خود را تکه تکه کنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند
ميزنيد از کت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ کنند به موارد ريز
توجه کنيد:
حالا به نکات زير بي زحمت کمي دقت کنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:

در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه

( آخي ) استفاده کنيد.

حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را کمي بيشتر از حد معمول بکشيد به طور مثال:

(فردا مي بينم………… ……… .ت)

اشوه فراموش نشه هاااا

سعي کنيد ريتم پلک زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ کنيد مثلا در جمله

”من به فلان چيز علاقه دارم” براي ”من” يک پلک و براي ”به فلان چيز علاقه دارم” ?عدد پلک بزنيد.

لطفا امتحان کردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم


در باب خوردن غذا:

در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه کنيد براي اين کار جسم خوردني را از
انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن کامل در دهان جسم
ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيکمتو بگيري و ميخواي همشو يه
جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو کم کم بخور)

غذا را به نحوي بجويد که لبها به طور يکي در ميان غنچه گردد.


در باب راه رفتن:

سعي کنيد تق تق پاشنه کفشتان به گونه اي تنظيم گردد که يک ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي کند.

هيچگاه فاصله مابين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نکند هر جند عجله داشته باشيد.


در باب لبخند زدن:

آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر
دندانهايتان کج و معوج، لک لک، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها
داريد(که متاسفنه يا خوشبختانه اکسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي
کفايت ميکند

اگر دندان کناري خود را طلا کرده ايد از همان طرف بخنديد

اگر اصولا دنداني در کار نيست به گونه اي چشمان را خمار کنيد که کار لبخند را ميکند


در باب ورود به کلاس:

هنگامي وارد کلاس شويد که حداقل يک ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر کلاس حاضر باشند.

به قول خودتون هر جا دير بري کلاس داره

موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به
صندلي مورد نظر طول بکشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور کردن مانتو اختصاص
بديد

بهتر است هنگام ورود به کلاس کاور گيتاري (ولي خالي) روي دوشتان حمل شود


خوب ديگه حالا بعد از اندک ماهي دل اوون پسر رو بردي و فرداش بهتون پيشنهاد خواستگاري ميده

خانمهاي محترم تمامي مطالب جنبه ي طنز داره و هر چند ميدونم جنبه بسيار بالاست ولي ديگه عادتي شده هر دفعه بايد بگم که بعدش نفرين(کاش نفرين ناسزا ميدن بعضيا)نباشه

تورو خدا یه نظرکوچولوبده دیگه
 



توصیف مدرسه

سلاااااام

امروز میخوام مدرسه رو توصیف کنم !!!

خب شروع میکنیم

 

کلمه مدرسه : مخفف عبارت ( مرگ در سه حالت ) ( وقتی درس بلد نیستی )( وقتی زنگ استراحت رو میگیرن ) ( وقتی میگن جمعه بیاین کلاس)..

 

کلمه کلاس : مخفف عبارت ( کلّا سوال ) ... از زمانی که معلم میاد با ( حالتون خوبه؟؟) سوالا شروع میشه تا زمانی که میره با ( جلسه بعدی چند شنبه است؟؟؟ ) تمام میشه..

 

کلمه حیاط مدرسه : مخفف عبارت ( نمیدونم ) ولی کارایی که توش انجام میدن رو خوب میدونم . (جلوی یه نفر رو میگیری میگی مردی زنگ آخر بایست ) یا ( در بوفه می ایستی پول بچه ها رو

میگیری میندازی تو صندوق صدقه ).

 

ناظم : مخفف عبارت ( نزن اگر ظدی میکشمت ) از زمانی که زنگ میخوره مث عجل معلق میوفتن تو حیاط هر کی قلدر بازی در آورد ( تق توق ) میزنن . بچه قلدراش محبت ناظم رو بی جواب نمیذارن

. ( بالاخره بیرون مدرسه میگیرمت ).

 

معلم : با یه جمله معرفیش میکنم : ( مئلم اظیظم اذ طو ممنونم که به من صواد یاد دادی و من هالا خوب میخانم و مینویصم .).

 

مدیر : مخفف عبارت ( من دیر میام ) یا بهتره بگم ( من نمیام ) .. هر موقع کارش داری واسه یه کار خیلی مهم رفته بیرون ( واسه زنش سبزی بخره ).

 

دفتر دار : ( از اسمش معلومه ) هر کی دفترش گم میشه میتونه پیش آقای دفتر دار پیداش کنه.

 

معلم پرورشی : مخفف عبارت ( پر رو بشی جهنمی ) سر کلاس اینقدر میگن دین و اسلام و از این حرفا که آدم آیت الله از کلاس میاد بیرون ( ساعت 12:30 هم از تو بلندگو میگن) بچه های عزیز نمازه

لطفا سریعتر مراجعه کنید.

 

بابای مدرسه : بهترین آدمی که تو مدرسه پیدا میشه ( اونم که مامان مدرسه رو کشته ) چون بعد از 9 سال درس خوندن تا حالا تو هیچ مدرسه ای ندیدمش. بچه هم نداره .

 

 

زنگ ورزش : ( همه لباس دارن ) بععععععععله .. خب برید خر بازی در بارید ( آزاد ترین زنگ مدرسه )

 

زنگ ریاضی : ( a2 + b2 = ab2 ) همش چرتو پرته .

 

زنگ فیزیک : ( همه مسئله های جلسه قبلو بذارن جلوشون ) آقا ما ننوشتیم ( برو با ولیت بیا )

 

زنگ شیمی : ( عشقمه ) واقعا شیمی برای زندگی)

زنگ زیست شناسی : دیگه از یه آقای دکتر مث من نباید بپرسی خوبه یا نه ( معلومه که خوبه ) خوراکم زنگ زیسته مخصوصا آزمایشگاه

 

زنگ استراحت : ( بچه ها بریم سر مسیر مدرسه ی ...الان زنگشون میخوره ) آخه اونا زنگشون زودتر از ما میخوره

 

و اما زنگ آخر : ( زییییییییییییینگ ... زیباترین صدای زندگی من تا به این لحظه ... با قیافه ای جن زده سوار سرویس میشویم و پشت سر معلمان گرامی غیبت میکنیم تا برسیم خونه )

 

 

امیدوارم خنده روی لبهای نازتون نشسته باشه !!

 

 

 

عزیزکم نظر بده

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 انشا نوشتم بیا حال کن ... 

 
   

موضوع انشا : کامپيوتر 
 

کامپيوتر چيز بسيار خوبي ميباشد  و براي ما خيلي لازم داريم . پدرم به من

قول داده که براي هر نمره بالاي ۱۰ در کارنامه ام يک تکه از آن را بخرد .

پدرم در کامپيوتر خيلي مي فهمد وحتي توانسته يک بار به اينترنت وارد

شود ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلي شاس مي باشد و روزي ؟ بار

موس را با جارو و بيل مي زند. حتي تازگي ها در خانه ما تله موش هم کار

گذاشته است به همين خاطر انگشت شصت هر دو پاي پدرم قطع شده

است .

پدرم شبها به کافي شاپ مي رود و چت ميکند . مادر و پدرم هميشه در حال

چک و لقد مي باشند و مادرم به پدرم مي گويد : تو مگه خودت خواهر و مادر

 نداري که با دختر هاي خارجکي چت مي کني؟

پدر من تازگي ها در اورکات مي باشد و من ميدانم که اورکات خيلي بي

ناموس مي باشد و شنيده ام که خيلي دختر دارد و خيلي بد حجاب ميباشند.

پدرم چند روزيست که موس من را قايم کرده و مي گويد مزاحم درس

خواندنت ميشود. خواهرم خيلي وقت است که شوهرش را کرده و الان هم

بچه دارند . من گاهي به خانه آنها مي روم و کانکت مي کنم و با آي دي

دخترانه با پدرم چت مي کنم  و لاو ميترکانم . پدرم خيلي دروغ ميگويد و در

کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده و ديده در

جوب دروازه دولاب است . او ميگويد : آب زده مارو آورده پايين .

 

کامپيوتر بسيار مفيد است و من آن را خيلي دوست دارم .

اين بود انشاي من ...
 

 

نظر بده دعات میکنم


         به یاد عزیز ترین کسی که دوسش داری نظر بده             

************************************************************